حل مشکل “از این شنبه”
2 روز پیش ارسال شده

اهمال کاری؛ خصیصه رو به رشد زندگی های مدرن


اهمال کاری آن است که تصمیم انجام یک کار یا امری که به ما محول شده است را به روزهای آینده که هیچ گاه از راه نمی رسند موکول کنیم. جوهره این آسیب روانی “به تعویق انداختن، تعلل ورزیدن، سبک گرفتن و سهل انگاری در کار” به مرور زندگی کردن را فلج می کند به گونه ای که فرد با این احساس که “من نمی توانم” هیچ گاه در صدد رسیدن به کارهایی که باید انجام دهد تلاش نمی کند.


عکس نویسنده
عکس نویسنده

نویسنده :

زهرا جمشیدی


بازدید :


زمان تقریبی مطالعه :


تاریخ :

 

اهمال کاری

در تقویم همه انسان ها شنبه روزی برای رسیدگی به کارهای عقب افتاده و یا تکمیل پروژه های نیمه کاره علامت خورده است. آلارم هشدار تلفن های همراه نیز گاهی  هر روز برنامه های که باید انجام شوند اما هنوز به پایان نرسیده اند را یادآوری می کنند. اگر بتوان به تاخیر انداختن فعالیت هایی که باید تحقق یابند را یک نوع بیماری بدانیم، در روند زندگی مدرن و تنوع ابزار و رفتارهایی و عواملی که به فردا موکول کردن را تشویق می کند، روز به روز شاهد تعداد بیشتری از انسان ها هستیم که در اهمال کاری خود فرو رفته اند و منتظر یک روز موعود برای انجام کارهایشان هستند.

“پیرز استیال” استاد کسب‌وکار در دانشگاه کلگری در تعریف از اهمال کاری عنوان می کند: «به تعویق انداختن عامدانۀ یک کار با اینکه احتمال می‌دهید این تأخیر به ضرر شما خواهد بود». در تاریخ غرب این پدیده حدود پنجاه سال است که وارد ادبیات علمی آنها شده است.
تنها استاد روان شناسی که درباره تاریخچه اهمال کاری بحث کرده است، “پل ت. رینجن باخ می باشد. گرچه باخ در کتابش به اهمال کاری به عنوان یک پدیده ای با سرایت بالا نگاه می کند اما تنها به ذکر تاریخچه آن اکتفا کرده و برای حل این مسئله راه حل هایی را ارائه نداده است.

 در نتیجه به تعویق انداختن کارها از سوی خود فرد آگاهانه صوت می پذیرد. این آسیب روانی علاوه بر خلقیات و رفتارهای درونی که فرد را تشویق به انجام ندادن می کند گاها از سوی عوامل بیرونی و محیطی نیز اثر می گذارد. از سوی دیگر افراد اگر نسبت به برنامه و کارهایی که طرح ریزی یا وعده انجام آن را به اشخاص دیگر می دهند احساس مسئولیت کنند به طور یقین هیچ کاری به فردا رجعت داده نمی شود. اگر فرد نسبت به کاری که به او محول شده است تعهد و ارزشی قائل شود و همچنین بپذیرد که در صورت انجام نگرفتن آن نسبت به اشخاص حقیقی و حقوقی دیگر مسئول است، تلاش می کند که به نحو احسن آن را در زمان مقرر پایان دهد.

از جمله شرایط روانی فردی که بر تاخیر در امور دامن می زند:

در لحظه زندگی کردن: افرادی که فقط حال زندگی خود را نگاه می کنند و تصور و ذهنیتی از آینده آن ندارند در نتیجه برای مدت طولانی برنامه ریزی نمی کنند. همچنین افرادی که در پی گرفتن مزد پاداش در ازای کار خود در آنِ واحد هستند و به فردایی که ممکن است پاداش بیشتری را نیز به همراه داشته باشد فکر نمی کنند.

توقع بیش از اندازه از خود و کمال گرایی: اگر در رفتار خویش توقع بیش از توان نسب به خود داشته باشید، به ناچار نمی توانید به موقع به وعده خود وفا کنید. متأسفانه کامل گراها، ستارگان را هدف قرار می دهند ولی جز هوا نصیبشان نمی شود. [۱] قرار نیست یک فرد با تحصیلات سطح پایین پروژه های عظیم علمی را انجام دهد. یک ضرب المثل ایرانی می گوید ” سنگ بزرگ نشانه نزدن است”. انتظار بیش از حد  و در مقابل  تمایل به بهترین نحو انجام دادن کارها موجب می شود تا در اولین مواجه یا احساس عدم موفقیت برای همیشه توان انجام فعالیت را از خود دریغ کنید.

لذت جویی و راحت طلبی: انجام هر فعالیتی که در موفقیت زندگی انسان اثر گذار باشد با دشواری هایی همراه خواهد بود. اما روحیه تنبلی و کاهلی در رسیدن به آن باعث می شود فرد به بهانه های مختلف ” من نمی توانم”، ” برای این کار ساخته نشدم” ،” در حیطه تخصص من نیست” و … خود را از رسیدن به پیشرفت محروم سازد. مانند کسانی که به بهانه مشکل بودن کنکور  و هرگز قبول نشدن در آن خود را همیشه از ادامه تحصیل محروم می سازند.  این آفت لذت زودگر  موجب می شود تا  همیشه  راحتی را بر همه چیز مقدم بدارید. توجه به این نکته لازم است که در پَس ارتباطات اجتماعی، راحتی های فراوانی نهفته است که شما از ترس یک ناراحتی خیالی و موقت ذهنی، از مزایای آن صرف نظر کرده اید.[۲]

سرگرمی های کشنده زمان:در دسترس بودن رسانه ای مختلف، موجب شده تا افراد زمان زیادی را برای آن اختصاص دهند.  وقت گذراندن در شبکه های مجازی، تماشای مداوم فیلم و سریال و کارهایی از این دست نیز موجب می شود تا افراد در پرداختن به برنامه های خود ابتدا دچار کمبود زمان و در نهایت موکول به روزهای دیگر کنند که انجام هم نمی شود. دانش آموزان یا دانشجویانی که نوع درس خواندن خود را دقیقه ۹۰ گذاشته اند و در ساعات نزدیک به امتحان می خواهند حجم انبوهی از مطالب را مطالعه و در نهایت هم به خواندنی که فقط نمره ۱۰ برایشان داشته باشد اکتفا می کنند.

اهمال کار از اهمال کاری اش دلگیر می شود

عدم پرداختن به فعالیت های مورد نظر، بار روانی منفی را برای شخص به همراه دارد.  انسان ها در ذات به گونه ای هستند که علاقه و تمایل زیادی به پرداختن به کارها در حیطه تخصص یا غیر تخصص شان نشان می دهند اما باز خود آنها هستند که با انتخاب به تعویق انداختن، فشار روانی ناشی از انجام نشدن برخی از امور و حتی در بسیاری از موارد احساس ناتوانی و ضعف را برای خود به ارمغان می آورند . این بیماری مسری در بین همه جوامع و ملت ها با سرعت بالایی در حال تسری یافتن است. آلبرت آلیس و ویلیام جیمزنال نویسندگان کتاب روان شناسی اهمال کاری می نویسند: حدس ما آن است که ۹۵ درصد مردم به این بیماری مبتلا هستند.[۳] تا هنگامی که اهمال کاری به شکل اعتیاد در نیامده، افسردگی ناشی از آن درمان پذیر است. اما هنگامی که اهمال کاری عادت شد و هر روز تکرارشد آنگاه نه تنها درمان آن دشوار که افسردگی ناشی از درست انجام ندادن کار و پایین آمدن عزت نفس در فرد نیز افزایش می یابد.

“مارک کینگول فیلسوف”، تعبیر متفاوتی از اهمال کاری عنوان می کند که : «اهمال غالباً ناشی از این احساس است که کارهای زیادی مانده که بکنیم، و لذا هیچ‌یک از آن‌ها به تنهایی ارزش انجام ندارد…»[۴] در حوزه مدیریت زمان و زندگی قانونی به نام   ۲۰/۸۰ یا  قانون اصل پارتو وجود دارد که به افتخار بنیان‌گذار آن ویلفر دو پارتو اقتصاددان ایتالیایی این گونه نام‌گذاری شده است. براساس این قاعده، بیست درصد از فعالیت های ما، هشتاد درصد در زندگی سوددهی دارد و هشتاد درصد فعالیتهای ما فقط بیست درصد سود دارد، بنابراین ما باید در زندگی خود مدیریت زمان داشته باشیم.

هیچ اهمال کاری رضایت خاطر و آرامش روانی بعد از به تعویق انداختن امور خود ندارد. لذا برای آنکه قانون ۲۰/۸۰ پارتو در زندگی غلبه پیدا نکند که تنها ۲۰ درصد سوددهی از ۸۰ درصد فعالیت ها باشد باید ” از شنبه های بعد”، ” از فردا”، “روز بعد” و… از ادبیات ذهنی و زندگی شما حذف شود. اهمال کار برای درمان خویش پیش از هر چیز باید از عامل تقویت و ماندگار شدن اهمال کاری بپرهیزد؛ یعنی از توجیه کارهای خویش اجتناب کند و توجه داشته باشد که خود را گول نزند سپس مدیریت زمان و زندگی خویش را به دست گیرد.

۱٫ مدیریت زمان بندی و تعیین وقت معین برای انجام هر کار: از حضرت علی علیه السلام نقل شده است: «کل مؤجل یتعلل بالتسویف»؛ آنان که (در انجام کار) مهلت دارند، در انجام آن کوتاهی می کنند.[۵] اغلب اهمال کاری ها نتیجه اختصاص دادن یک زمان بندی مشخص برای انجام کارهاست. اگر برای پرداختن به امور یک قالب زمانی مشخص نشود و یا مدت طولانی به آن داده شود به عدم انجام آن دامن می زند. فکر کنید باید کارتان را ظرف مدت ۵ دقیقه آینده تحویل دهید، استفاده از طرح پنج دقیقه ای برای این که از ایستا بودن خود در انجام کار جلوگیری کنید، زمان را به اجزای مختلف تقسیم نمایید. به این شکل که، برای شروع هر کار تنها بر مبنای پنج دقیقه وقت در نظر بگیرید و پنج دقیقه پنج دقیقه برای خود برنامه ریزی کنید. کوتاه بودن زمان، به شما کمک می کند تا کار را به انجام رسانید. همچنین  در برخی از پروژه ها و کارهایی که تاریخ دار هستند با توجه به توان تان یک تاریخ مشخص را نیز تعیین کنید.

 ۲٫ اولویت بندی کارها و تقسیم آنها به بخش های خرد: اشخاص برای خود وظایف گوناگونی را در نظر می گیرند. هرکسی باید بتواند کارهای با اهمیت تر را با اولویت اول انجام دهد. این تقسیم بندی، بی شک شما را مقید خواهد کرد تا به کاری که فوریت بیش تری دارد، بیندیشید. در این مورد، اگر به طور جدی در انجام آن تسریع نکنید، اهمال کاری شما در سایر امور نیز تأثیر خواهد گذاشت.[۶] شکی نیست که در یک زمان هیچ گاه قادر به انجام چندین کار نیستیم، پس باید ارزشمندترین کار را در اولین فرصت ممکن به انجام رسانیم. جز جز کردن کار و تقسیم آن به بخش های خرد و ریزتر موجب می شود تا با وجود حجم بالا و بزرگی کار بتوانید آن را متناسب با توان خود مدیریت به به عرصه انجام برسانید .


پی نوشت ها:
[۱] حسین جلالی، دیدار آشنا، ش ۴، قم، مؤسسه امام خمینی، فروردین و اردیبهشت، ۱۳۷۷، ص ۲۱ .
[۲] آلبرت آلیس و ویلیام جیمزنال، روان شناسی اهمال کاری، تهران، مؤسسه امید، ۱۳۷۵، محمد علی فرجاد، ص۹۹-۹۸
[۳] آلبرت آلیس و ویلیام جیمزنال،همان، ص ۱۱٫
[۴] جیمز سوروویاکی، مقاله خویشتن متفرق، ترجمه محمد معماریان، ۱۳۹۶٫
[۵] نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، حکمت ۲۸۵، ص ۶۹۸٫
[۶]  آلبرت آلیس و ویلیام جیمزنال، پیشین، ص۳۰٫
+ حل مشکل “از این شنبه”
احتمال صعود ایران
2 روز پیش ارسال شده


تیم ملی فوتبال ایران برای رسیدن به مرحله یک هشتم نهایی جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه چهار راه پیش رو دارد.


بازدید :


زمان تقریبی مطالعه :


تاریخ :

جام جهانی 2018

تیم ملی فوتبال ایران شب گذشته در دومین بازی اش در رقابت های جام جهانی ۲۰۱۸ روسبه با تک گل دیه گو کاستا از اسپانیا شکست خورد تا در پایان دور دوم با ۳ امتیازی که در دیدار با مراکش به دست آورده بود، از رده اول به جایگاه سوم گروه B سقوط کند.

در جدول این گروه اسپانیا با وجود برابری با پرتغال در امتیاز ۴ و همچنین تفاضل گل و گل زده، به دلیل دریافت یک کارت زرد کمتر نسبت به شاگردان فرناندو سانتوس صدرنشین است و هم تیمی های کریستیانو رونالدو هم در رده دوم قرار دارند.

مراکش بدون امتیاز هم در رتبه چهارم ایستاده و حذفش قطعی است‌.

در آخرین دور مرحله گروهی جام جهانی اسپانیا باید به مصاف مراکش برود و ایران- پرتغال هم در ورزشگاه موردوویا آره نا سارانسک با هم رو در رو می شوند.

نکته اینجاست یوزها برای عبور از مرحله گروهی احتیاج مبرمی به پیروزی مقابل پرتغال، قهرمان یورو ۲۰۱۶ دارند و شکست از پرتغال منجر به حذف تیم ما از رقابت ها می شود.

حالت اول: برتری شاگردان کارلوس کی روش مقابل پرتغال و تساوی اسپانیا مقابل مراکش، ایران را به عنوان تیم اول و اسپانیا را به عنوان تیم دوم راهی مرحله بعدی می کند.

حالت دوم: برتری ایران مقابل پرتغال و شکست اسپانیا برابر مراکش ایران را به عنوان تیم اول به مرحله بعدی می رساند اما تیم دوم صعود کننده از این گروه بستگی به تفاضل گل شاگردان سانتوس و هیه رو دارد..

حالت سوم: برد اسپانیا مقابل مراکش منجر به هفت امتیازی و اول شدن این تیم و صعود ایران به عنوان تیم دوم درصورت برتری مقابل پرتغال می شود.

حالت چهارم: برتری مراکش با اختلاف بیش از ۲ گل مقابل اسپانیا نکته امیدوارکننده ای برای شاگردان کارلوس کی روش است. در این حالت تیم ملی فوتبال ایران می تواند با کسب تساوی برابر پرتغال به عنوان تیم دوم پس از سلسائو به جمع ۱۶ تیم برتر جام جهانی برسد.


منبع: باشگاه شمیم عشق جوان
+ احتمال صعود ایران
پیشروی نیرو‌های ارتش ترکیه به سمت مرز ایران
2 روز پیش ارسال شده


رسانه‌های ترکیه از پیشروی نیرو‌های مسلح این کشور در شمال عراق بسوی مرز ایران خبر می‌دهند.


بازدید :


زمان تقریبی مطالعه :


تاریخ :

 

ارتش ترکیه

به گزارش گروه بین‌الملل باشگاه شمیم عشق جوان، رسانه‌های ترکیه از پیشروی نیروهای مسلح این کشور در شمال عراق بسوی مرز ایران خبر می‌دهند. بر اساس این گزارش‌ها، همزمان با عملیات نیروهای مسلح ترکیه در منطقه «قندیل» در شمال عراق شماری از کماندوهای ارتش این کشور، کوه راهبردی موسوم به «شکیف» همجوار با مرز ایران را تحت کنترل خود در آوردند.

به گزارش وبگاه روزنامه وطن، نیروهای مسلح ترکیه در ادامه عملیات خود در شمال عراق تا کنون در نواحی هاکورک، آواشین و باسیان که منتهی به ارتفاعات قندیل می شود، ۲۰ نقطه نظامی تشکیل داده اند و هم اکنون خود را برای تصرف نواحی مرتفع منطقه «هفتنین» آماده می کنند.

بینعالی ییلدیریم، نخست‌وزیر ترکیه، شب گذشته در یک نشست تلویزیونی گفت: نیروهای مسلح ترکیه با نفوذ به عمق ۴۰ کیلومتری شمال عراق، حدود ۴۰۰ کیلومتر مربع را از وجود عناصر تروریستی پاکسازی کرده‌اند.


منبع: باشگاه شمیم عشق جوان
+ پیشروی نیرو‌های ارتش ترکیه به سمت مرز ایران
زمان و نحوه قلمه زدن گل یاس چگونه است؟
2 روز پیش ارسال شده


قلمه زدن گل یاس یکی از ساده‌ترین روش‌های تکثیر این گیاه است. قلمه ساقه بهترین گزینه برای ازدیاد گل یاس محسوب‌ می‌شود. دقت کنید، بعد از کاشت قلمه‌ها، بستر کاشت نباید خشک شود و همیشه باید مقداری رطوبت در خود داشته باشد. در ادامه با مراحل قلمه زدن گل یاس بهتر آشنا می‌شوید.


بازدید :


زمان تقریبی مطالعه :


تاریخ :

 

قلمه یاس

کاشت قلمه یکی از راه‌های تکثیر گل یاس است. بهترین زمان برای قلمه زدن گل یاس، اواسط بهار تا اوایل تابستان از چوب‌های نرم و یا در اواخر تابستان و اوایل پاییز از چوب‌های نیمه رسیده است. برای آشنایی با مراحل قلمه زدن گل یاس و زمان مناسب برای تکثیر این گیاه، با ما همراه شوید.

نحوه قلمه زدن گل یاس

از بین انواع روش‌های قلمه زدن گیاهان، قلمه ساقه بهترین گزینه برای ازدیاد گل یاس معروف به یاسمین است که در دو نوع “قلمه چوب نرم” و “قلمه چوب نیمه سخت”(نیمه خشبی) می‌توان برای قلمه‌ گیری اقدام کرد. 

مراحل قلمه زدن گل یاس

برای گرفتن قلمه، از گیاه مادری سالم و بدن آفت، قلمه‌هایی به طول ۱۰ تا ۲۰ سانتی‌متر تهیه کنید.

قلمه چوب نرم یاس، در واقع همان ساقه های حاصل از رشد فصل جاری و ساقه‌های جدید گیاه اند که هنوز سبز هستند و بافتی نسبتاً نرم دارند. قلمه‌های با عنوان چوب نیمه رسیده، کمی سفت‌تر هستند و اگر این ساقه‌ها را زیاد خم کنید، احتمال شکستن آنها وجود دارد، در حالی‌که قلمه‌های چوب نرم قابلیت خم شدن دارند و در اثر خم شدن نخواهد شکست.

برای بریدن قلمه از چاقوی تیز یا قیچی باغبانی که قبلا ضدعفونی کرده‌اید استفاده کنید و توجه داشته باشید انتهای قلمه به شکل اریب باشد.

قلمه یاس

تمامی برگ‌های موجود در طول قلمه را حذف کنید و فقط دو تا سه برگ انتهایی قلمه را باقی بگذارید. این کار باعث می‌شود تا بیشتر انرژی گیاه صرف ریشه‌زایی شود و قلمه زودتر بگیرد.

برای کاشت قلمه، بستر کاشت را با انگشت یا مداد سوراخ کنید. سپس دو سوم از طول قلمه را به آرامی در بستر فرو کنید و اطراف آن را مجددا با خاک پر کنید.

قلمه‌ها را در بستر کاشت مناسب حاوی مخلوط خاک‌برگ + شن و یا کوکوپیت + پرلایت و یا پیت موس + پرلایت + شن بکارید. لازم است بستر کاشت دارای بافت سبک و زهکشی مناسب باشد. 

قلمه‌ها را به مکانی با نور کافی، به دور از تابش مستقیم نور خورشید ببرید و در دمای ۱۵ تا ۱۸ درجه سانتی‌گراد نگهداری کنید.

 برای افزایش رطوبت در هوای اطراف قلمه‌ها می توانید از روش کشیدن پلاستیک شفاف بر روی گلدان محتوی قلمه استفاده کنید. توصیه می‌شود، پلاستیک را عصر هنگام به مدت یک ساعت از روی گلدان بردارید تا به تهویه هوا و عدم شیوع بیماری‌های قارچی کمک شود. همچنین می‌توانید بر روی پلاستیک چند سوراخ بزنید تا تهویه به خوبی انجام گیرد.

با مشاهده اولین جوانه‌های برگ بر روی قلمه، می‌توانید از ریشه‌زایی قلمه‌ها اطمینان حاصل کنید. در شرایط مناسب محیطی، معمولا دو ماه طول می‌کشد تا قلمه‌ها ریشه‌دار شوند.

بعد از ریشه‌زایی از دفعات آبیاری کم کنید، همچنین لازم است در سال اول رشد گیاهان جوان حاصل از قلمه، آن‌ها را همواره در مکانی با دمای بالای ۱۵ درجه نگهداری کنید تا رشد ساقه‌ها و توسعه ریشه به خوبی انجام شود. در این زمان می‌توان، پلاستیک را از روی قلمه‌ها برداشت.

توجه داشته باشید، بعد از قلمه زدن گل یاس و کاشت قلمه‌ها در بستر، نباید اجازه داد که بستر کاشت خشک شود. بستر باید همیشه مقداری رطوبت را در خود داشته باشد، اما این به معنای آبیاری فراوان و خیس بودن بستر نیست. قلمه‌ها را در سال اول داخل گلدان نگهداری کنید و در سال دوم به باغچه یا گلدان اصلی انتقال دهید.


منبع: ستاره
+ زمان و نحوه قلمه زدن گل یاس چگونه است؟
چرا قزوین، اصفهان نشد؟
2 روز پیش ارسال شده


از ورودی دولتخانه صفویه که به «عالی‌قاپو» شهرت دارد تا کاروانسرای «سعدالسلطنه» که بزرگ‌ترین کاروانسرای سرپوشیده شهری ایران است و حالا تبدیل به بازارچه‌ای تاریخی شده، گشتی می‌زنم تا زیبایی‌های نادیده قزوین را دیده باشم. شهری که به گفته محمدعلی حضرتی مدیرکل میراث فرهنگی این استان با بیش از ۲ هزار محوطه تاریخی «بهشت باستان‌شناسی کشور» است.


بازدید :


زمان تقریبی مطالعه :


تاریخ :

چرا قزوین، اصفهان نشد؟

به گزارش شمیم عشق به نقل از روزنامه ایران، چرا قزوین با آن همه داشته تاریخی و میراث طبیعی، نمی‌تواند به اندازه شیراز، یزد و اصفهان گردشگر جذب کند؟ این سؤالی است که مردم این شهر هر روز از خود می‌پرسند. آن هم وقتی که مسافران بی‌تفاوت از کنار آثار تاریخی دوره صفوی می‌گذرند یا سردرگم از آنها آدرس کاخ شاه طهماسب را می‌گیرند. قزوین اگرچه به انبوه کارخانه‌ها و شهرک‌های صنعتی و کشاورزی‌اش معروف است اما اماکن تاریخی آن هنوز برای ایرانیان ناشناخته مانده است. همان اماکنی که پاموک نویسنده نامدار ترکیه را به این شهر کشاند تا رمان «نام من سرخ» را بنویسد و جایزه نوبل را ببرد؛ گرمابه‌ها، مساجد، آب انبارها، بازارها و… اصلاً می‌دانید قزوین پیش از اصفهان پایتخت ایران بود و اغلب آنچه از آثار شهره اصفهان می‌بینید، ادامه تاریخ قزوین است؟

از ورودی دولتخانه صفویه که به «عالی‌قاپو» شهرت دارد تا کاروانسرای «سعدالسلطنه» که بزرگ‌ترین کاروانسرای سرپوشیده شهری ایران است و حالا تبدیل به بازارچه‌ای تاریخی شده، گشتی می‌زنم تا زیبایی‌های نادیده قزوین را دیده باشم. شهری که به گفته محمدعلی حضرتی مدیرکل میراث فرهنگی این استان با بیش از ۲ هزار محوطه تاریخی «بهشت باستان‌شناسی کشور» است.

عمارت چهلستون را می‌شود از سبزه میدان قزوین براحتی دید. عمارتی که تنها بنای به جامانده از دولتخانه صفوی است. در زمان شاه طهماسب صفوی مهم‌ترین تصمیمات کشور در همین دولتخانه گرفته می‌شد. همان زمان که قزوین پایتخت ایران بود و تقریباً چهار پادشاه به مدت ۵۰ سال در آن حکومت کردند تا زمانی که عباس، شاه شد و پایتخت را به اصفهان منتقل کرد. اما حالا از ۲۳ بنای دولتی و کاخ آن زمان تنها این عمارت به جای مانده و از هفت در این مجموعه، سردری باشکوه در جنوب مجموعه به نام عالی قاپو. داخل عمارت چهلستون یا سرای خورشید یا عمارت کلاه فرنگی می‌شود نقاشی‌های سه دوره از ایران را روی دیوارهایش دید؛ یعنی همان چیزی که پاموک را به قزوین کشاند. در طبقه دوم عمارت داخلی هم موزه خوشنویسی برپاست.

موزه‌ای با آثار نفیس از میرعماد و عمادالکتاب با نورهای رنگ در رنگی که از لا به لای شیشه‌ پنجره‌های اورسی‌ روی این آثار می‌تابد و نمایی بی‌نظیر به این طبقه می‌دهد. راهنما یادآوری می‌کند که قزوین پایتخت خوشنویسی ایران است. خانم زارعی می‌گوید: «این عمارت در گذشته کاربری‌های مختلفی داشته؛ از کاخ تفرج در دوره صفوی تا نظمیه و شهربانی در دوره قاجار و پهلوی اول. پلان ساختمان هشت بهشت اصفهان هم از این کاخ گرفته شده. این کاخ دو طبقه فضای کوشک داشته که تابستان‌ها مورد استفاده قرار می‌گرفته.»

او توضیح می‌دهد که نام چهلستون بعدها روی این عمارت گذاشته شده. از کاخ به سمت سردر عالی قاپو می‌رویم. در واقع تنها در روزهای عید نوروز رفتن به سمت جنوب دولتخانه از این مسیر باز است و بقیه سال باید از کاخ بیرون آمد و به سمت جنوب رفت. در راه روی بنرهای رنگ و رو رفته‌ بزرگی جاذبه‌های گردشگری قزوین به نمایش درآمده. «گراند هتل» را در شمال محوطه خاکی با حالی نزار گوشه خیابان پیغمبریه می‌شود دید. بنایی که حالا مخروبه است اما قرار است بزودی بازسازی شود. گراندهتل در اواخر دوره قاجار توسط ارباب برزو مهرشاهی ساخته شده.

زارعی از ساخت دو خیابان در زمان پهلوی می‌گوید که باعث تخریب گسترده باغ شد: «خیابان هلال احمر و پیغمبریه در دو سمت باغ، باعث تخریب گسترده محوطه شده. این محوطه گسترده بوده و حالا تنها هشت و نیم هکتار از آن باقی مانده.» در راه رفتن به عالی قاپو انگار از دل تاریخ می‌گذریم. از ساختمان «نظمیه» دوران پهلوی و بقایای کاخی که حالا تخریب شده. از سردخانه‌ها و سلول‌های زندان و دیوارهایی که در خود زمانی، سید جمال‌الدین اسدآبادی را محصور کرده بودند و زمانی شهید رجایی.

محمد علی حضرتی از تاریخ قزوین می‌گوید. تاریخی که به زمان‌ مادها و بعد از آن به ساسانیان برمی‌گردد و به قول او «اینجا تنها شهر زنده ساسانی ایران است که هم شهریت و هم ساختار خود را زنده نگه داشته است.» او در مورد انتساب این شهر به دوران مادها هم شواهد زیادی دارد: «آن طور که ایگور دیاکونوف مستشرق روسی می‌گوید، خود شهر قزوین یکی از شهرهای دوره ماد به شمار می‌آید و قزوین پایتخت زمستانه آنها بوده. کاوش‌هایی در مسجد جامع عتیق و در محوطه‌های باستانی دیگر قزوین شده که این حرف را اثبات می‌کند.»

از کوچه‌ای در خیابان پیغمبریه به سمت مسجد النبی می‌رویم که یکی از بزرگترین مساجد ایران است. حیاط وسیع مسجد با چهار ایوان کاشیکاری‌ شده در اطراف، ابهت خاصی به این بنا داده است. با گذشت ۲۰۰ سال از ساخت این مسجد مردم هنوز هم در شبستان‌ها مشغول نماز خواندن هستند.

عالی قاپو باشکوه و زیبا هنوز پابرجاست. سردری که راه اصلی ورود پادشاه به محوطه دولتخانه بوده. در بلندترین قسمت روی بنری نوشته شده: «گشاده باد به دولت همیشه این درگاه، به حق اشهد ان لا اله الا الله» زارعی در مورد این سردر می‌گوید: «قاپو به زبان ترکی یعنی در و عالی هم یعنی باشکوه. این در ورودی اصلی پادشاه بوده و خیابان روبه‌روی در که هنوز هم در آن عبور و مرور انجام می‌شود، یعنی خیابان سپه، اولین خیابان طراحی شده ایران در دوران صفویه است. البته نام سپه از دوره پهلوی روی آن گذاشته شده. این خیابان در گذشته در دو طرف، پر از درخت بوده و وسطش جوی آبی جریان داشته. وقتی شاه به کاخ می‌آمده در این خیابان خدم و حشم به او خوشامد می‌گفته‌اند و در دو طرف سردر هم نقاره‌زن‌ها می‌ایستادند و نقاره می‌زدند.»

از کوچه‌ای در خیابان پیغمبریه به سمت مسجدالنبی می‌رویم که یکی از بزرگ‌ترین مساجد ایران است. حیاط وسیع مسجد با چهار ایوان کاشیکاری‌ شده در اطراف، ابهت خاصی به این بنا داده است. با گذشت ۲۰۰ سال از ساخت این مسجد مردم هنوز هم در شبستان‌ها مشغول نماز خواندن هستند و صدای دعا و نیایش فضای حیاط را پر کرده. بعضی هم مانند رهگذر از حیاط مسجد می‌گذرند. زارعی می‌گوید: «مسجدالنبی در دوره فتحعلی شاه قاجار به نام مسجد شاه ساخته شده. اولین مسجد قزوین مسجد جامع بوده اما چون آنجا گنجایش جمعیت نداشته اینجا را بنا کرده‌اند که سه در دارد و محل عبور و مرور مردم هم هست. از یک طرف به بازار، از طرفی به خیابان امام و از طرفی هم به سعدالسلطنه راه دارد.»

شاید بتوان گفت یکی از زیباترین بناها از میان ۱۶۰ بنای تاریخی شهر قزوین کاروانسرای سرپوشیده این شهر است. کاروانسرای سعدالسلطنه ۱۳۰سال پیش در دوره قاجار توسط باقرخان سعدالسلطنه ساخته شد. این کاروانسرا به علت قرار داشتن قزوین بین چند راه تجاری ساخته شده و بیشتر حالتی تجاری داشته تا محلی برای اسکان تجار و مسافران. راهروهایی زیبا و تو در تو با رشته‌های نور که از طاقی سقف به صورت منظم روی کفپوش افتاده، نمایی خیره‌کننده دارد و مغازه‌ها در دو طرف راهروی اصلی واقع شده با نمای بیرونی چوبی و سنتی و معماری داخلی مدرن.

کارونسرا با چند راهرو تو در تو به حیاط‌های درخت کاری شده و باز و حجره‌هایی دور تا دور هرحیاط برای انبار و اسکان منتهی می‌شود. زارعی می‌گوید: «این کاروانسرا با ۲۶ هزار مترمربع از بخش‌های مختلفی مثل سراها و حیاط‌ها تشکیل شده.» سراهایی که هر کدام نام خاص خود را دارد و کاربری متفاوتی از دیگری. مثل سرای سعدیه که برای اقامت بوده و راسته قیصریه با دو در، مخصوص اجناس گران قیمتی مثل ابریشم و طلا.

از حضرتی همان سؤالی را می‌پرسم که در ذهن هر قزوینی هست؛ اینکه چرا قزوین با این همه جاذبه گردشگری در شهر و قلعه‌های بی‌شمار و جاذبه‌های طبیعی در اطراف، چندان مقصد گردشگران نیست؟ می‌گوید: «دلایل زیادی دارد؛ یکی اینکه قزوین از سال ۷۶ تبدیل به استان شد و پیش از آن زیر نام‌ استان‌های دیگر بوده و کمتر فرصتی در اختیار این شهر قرار می‌گرفته. دلیل دیگر این است که ایرانی‌ها شهرت‌زده هستند و بیشتر دنبال جاهایی شناخته شده می‌گردند تا جاهای ناشناخته و یکی از تفاوت‌های اصلی گردشگران ایرانی‌ و خارجی هم همین است.»

حضرتی معتقد است ضعف مدیریت و نبود نگاه مناسب به توانمندی‌های حوزه گردشگری و میراث فرهنگی موجب شده گردشگری زیر سایه صنعت و کشاورزی برود: «امسال استانداری قزوین گردشگری را در اولویت قرار داده و امیدواریم سرمایه‌گذاری در این بخش بیش از گذشته باشد.»

سفر کوتاه است و نمی‌توانم به همه آثار تاریخی قزوین سر بزنم. این شهر پررمز و راز را ترک می‌کنم با این امید که دوباره برگردم.

از ورودی دولتخانه صفویه که به «عالی‌قاپو» شهرت دارد تا کاروانسرای «سعدالسلطنه» که بزرگترین کاروانسرای سرپوشیده شهری ایران است و حالا تبدیل به بازارچه‌ای تاریخی شده، گشتی می‌زنم تا زیبایی‌های نادیده قزوین را دیده باشم. شهری که به بهشت باستان‌شناسی ایران شهرت دارد.

از کوچه‌ای در خیابان پیغمبریه به سمت مسجد النبی می‌رویم که یکی از بزرگترین مساجد ایران است. حیاط وسیع مسجد با چهار ایوان کاشیکاری‌ شده در اطراف، ابهت خاصی به این بنا داده است. با گذشت ۲۰۰ سال از ساخت این مسجد مردم هنوز هم در شبستان‌ها مشغول نماز خواندن هستند.

شاید بتوان گفت یکی از زیباترین بناها از میان ۱۶۰ بنای تاریخی شهر قزوین کاروانسرای سرپوشیده این شهر است با راهروهایی زیبا و تو در تو و رشته‌های نور که از طاقی سقف به صورت منظم روی کفپوش افتاده، نمایی خیره کننده دارد و مغازه‌ها در دو طرف راهروی اصلی واقع شده. با نمای بیرونی چوبی و سنتی و معماری داخلی مدرن.


منبع: روزنامه ایران
+ چرا قزوین، اصفهان نشد؟
ل مثل لکنت!
2 روز پیش ارسال شده

<![CDATA[

مشکل تکلم در برخی از کودکان یکی از بزرگترین چالش هایی است که والدین با آن مواجه هستند و متاسفانه برخی از والدین تصور می کنند که مشکل لکنت زبان فرزندانشان وراثتی است و هیچ راه درمانی نخواهد داشت در حالیکه والدین نقش بسیار موثری در درمان لکنت زبان فرزندانشان ایفا می کنند.

]]>

+ ل مثل لکنت!
بازیکنانم خسته‌اند
2 روز پیش ارسال شده


سرمربی دانمارک از نحوه بازی شاگردانش برابر  استرالیا  گله کرد.


بازدید :


زمان تقریبی مطالعه :


تاریخ :

جام جهانی 2018

به گزارش ایسنا به نقل از فیفا، بعد از تساوی یک بر یک دانمارک و استرالیا آگه هاریده سرمربی دانمارک گفت: بازیکنانم خسته به نظر می‌رسیدند. شما می‌توانستید این  را خیلی واضح از جریان بازی بفهمید. تلاش کردیم با ورود بازیکنان جدید و نیمکت‌نشین انرژی تیم را بالا ببریم.

خیلی توپ از دست دادیم و از قدرت کافی برای شکست دادن حریف برخوردار نبودیم. جام جهانی همین است. همه بازی‌ها دشواری‌های خود را دارد. من استرالیا را تیم خیلی خوب، منظم و بابرنامه دیدم و باید بگویم فرانسه خوش‌شانس بود که آن‌ها را ۲ بریک برد. در نهایت باید از تلاش بازیکنانم تشکر کنم. ما امیدوار به بازی آینده خودمان هستیم.


+ بازیکنانم خسته‌اند
توهین بی‌شرمانه ترامپ به مردم ایران
2 روز پیش ارسال شده


دستیار ویژه رئیس مجلس در امور بین الملل گفت: توهین بی‌شرمانه ترامپ به مردم ایران ساده لوحی سیاسی او را نشان می‌دهد.


بازدید :


زمان تقریبی مطالعه :


تاریخ :

 

 حسین امیرعبداللهیان

به گزارش گروه سیاسی باشگاه شمیم عشق جوان؛ حسین امیرعبداللهیان دستیار ویژه رئیس مجلس در امور بین الملل درصفحه شخصی خود نسبت به رفتار نامتعال رئیس جمهور آمریکا علیه ایران انتقاد کرد که متن آن به شرح زیر است:

«ترامپ، در حالیکه هر روز این رئیس جمهور نامتعادل به مردم ایران سربلند اسلامی بی شرمانه توهین می‌کند؛ بی بصیرتی، خودباختگی و ساده لوحی سیاسی است.


اگر سر به سر تن به کشتن دهیم
از آن به که کشور به دشمن دهیم
 دریغ است ایران که ویران شود
کنام پلنگان و شیران شود…»


منبع: باشگاه شمیم عشق جوان
+ توهین بی‌شرمانه ترامپ به مردم ایران
آسیب‌های اجتماعی شادابی را از جامعه ایران گرفته است
2 روز پیش ارسال شده


برای رفع مسائل اجتماعی همکاری بین دانشگاه، نهاد قدرت و حوزه عمومی ضرورت دارد چون اگر بین این سه حوزه رابطه شکل نگیرد نتیجه‌ای نیز حاصل نخواهد شد.


بازدید :


زمان تقریبی مطالعه :


تاریخ :

آسیب‌های اجتماعی شادابی را از جامعه ایران گرفته است

به گزارش شمیم عشق به نقل از روزنامه ایران، سومین همایش ملی آسیب‌های اجتماعی ایران پس از ۶ سال درموضوعات آسیب‌های خانواده، جامعه زنان، شهری و سکونتگاهی، کودکان، نوجوانان، جوانان، سالمندان، حوزه سلامت اجتماعی و روانی و بزهکاری، جرم و جنایت و اعتیاد دیروز در «سالن ابن خلدون دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران» برگزار شد.

در این همایش دو روزه که در آن نشست‌های تخصصی همچون مسائل و آسیب‌های اجتماعی زنان، نقد و ارزیابی سیاستگذاری در حوزه آسیب‌های اجتماعی، سلامت روانی و اجتماعی، مسائل و آسیب‌های اقتصادی، آسیب‌های حوزه خانواده، آسیب‌ها و مسائل جمعیتی، آسیب‌های شهری، همچنین نشست تخصصی رسانه‌ها، فضای مجازی و آسیب‌های اجتماعی برگزار می‌شود، حسین سراج‌زاده رئیس انجمن جامعه شناسی ایران با اشاره به اینکه بسیاری از مسائل و آسیب‌های اجتماعی در سال‌های اخیر افزایش یافته است گفت: آمارها نشان می‌دهد، امروز برخی از مسائل اجتماعی مثل خودکشی و طلاق روند رو به رشد داشته و برخی مسائل اجتماعی دیگر مثل ترافیک و فساد مزمن و ماندگار ، شادابی را از جامعه ایران گرفته است.

وی افزود: از طرفی برخی از مسائل اجتماعی هم مثل قانون‌گریزی، آلودگی هوا و خشکی سرزمین به مرزهای بحران تبدیل و در واقع به ابرچالش مبدل شده است که باید به‌صورت جدی به آنها پرداخته شود.

رئیس انجمن جامعه شناسی ایران با بیان اینکه برخی از مسائل و آسیب‌های اجتماعی نیز به‌صورت نامتعارف مثل آزارجنسی درمدارس تهران یا آزار دختران در سیستان و بلوچستان در جامعه ظهور پیدا کرده است بیان داشت: این اتفاقات نشان می‌دهد که در حال حاضر به‌صورت نابهنجار با این نوع مسائل و آسیب‌های اجتماعی مواجه هستیم.

سراج‌زاده با تأکید بر اینکه اگرچه در دو سال گذشته در بالاترین سطوح حکومتی توجه به مسائل اجتماعی ایران انجام شده است، خاطرنشان کرد: اگر این توجه همراه با شناخت و رویکرد نباشد فقط منجر به شکل‌گیری دستگاه‌های موازی و اتلاف منابع مالی و انسانی خواهد شد.

به اعتقاد این جامعه شناس، برای رفع مسائل اجتماعی همکاری بین دانشگاه، نهاد قدرت و حوزه عمومی ضرورت دارد چون اگر بین این سه حوزه رابطه شکل نگیرد نتیجه‌ای نیز حاصل نخواهد شد.

وی تأکید کرد: برای ایجاد این رابطه باید تغییرات در رویکردها ایجاد شود در غیر این صورت انباشت مسائل حل نشده اجتماعی در جامعه را شاهد خواهیم بود که جامعه را درگیر مسائل حل نشده خواهد کرد.

وی در بخشی از سخنانش یاد و خاطره دکتر امین قانعی راد جامعه شناس را گرامی داشت و افزود: دکتر قانعی راد جامعه شناسی بود که همواره معتقد به ارتباط در دانشگاه، نهاد قدرت و نهادهای عمومی بود.

در حوزه اقتصاد مسائلی مثل فقر، بیکاری، استفاده از کار کودکان و…، در حوزه سیاست مسائلی مثل فساد اداری به‌صورت مزمن، قانون شکنی و قانون گریزی و در حوزه اجتماعی هم افزایش بی‌رویه طلاق، اعتیاد، کودک آزاری و… به‌عنوان مهم‌ترین مسأله و چالش مطرح هستند که باید به آنها توجه ویژه شود.

سراج‌زاده در ادامه همچنین به دستگیری برخی از دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی در حوادث دی ماه سال گذشته اشاره کرد و از مسئولان قضایی خواست تا در احکام این دانشجویان تجدیدنظر و تخفیف داده شود.

هزینه های بالا اما بی نتیجه

در ادامه این همایــــــــــــش احمد مسجد جامعی عضو شورای شهر با اشاره به اینکه دکتر محمد امین قانعی راد همواره به آلام و دردهای مردم می‌اندیشید و تلاش می‌‌کرد تا این دردها را کاهش دهد گفت: تاکنون ما برای کاهش آسیب‌های اجتماعی از نظر بودجه و اعتبارات کمبودی نداشتیم و به‌نظر می‌رسد افزایش اعتبارات نیز مسائل اجتماعی را حل نمی‌کند. کمبود ما تنها داشتن یک نظریه پیرامون مسائل اجتماعی است در واقع می‌توان گفت که امروز متأسفانه جنبه نرم‌افزاری غایب و نگاه سخت افزاری غالب است.

وی افزود: در برنامه پنجساله دوم شهرداری تهران، ۳۲ بند و تبصره به مهار و کاهش آسیب‌های اجتماعی اختصاص یافته است. علاوه بر آن میزان اعتبارات مصوب برای کاهش آسیب‌اجتماعی در چهار سال گذشته بالغ بر ۳۷۴ میلیارد تومان بوده است که اگر بودجه نهادها و سازمان‌ها را هم در نظر بگیریم این ارقام نجومی می‌شود، این در حالی است که هیچ گزارشی که نشان‌دهنده توقف یا کاهش آسیب اجتماعی باشد، نداریم. بنابراین مشکل، اعتبارات و بودجه نیست بلکه فعالیت‌ها کارآمد نبوده است.

به‌گفته وی، گاهی اقدامات دستگاه‌ها نتیجه عکس می‌دهد و دخالت دستگاه‌ها نه تنها به کاهش آسیب‌های اجتماعی منجر نمی‌شود بلکه آن را افزایش می‌دهد چرا که برنامه و تحلیل ندارند. مثلاً تغییراتی که در دروازه غار تهران انجام شد و هزینه‌های بسیاری برای یکپارچه کردن فضاهای سبز آن انجام شد اما این فضاها نه تنها به مردم منطقه کمک نکرد بلکه به پایگاهی برای گسترش آسیب‌اجتماعی تبدیل شد.

این عضو شورای شهر تهران در ادامه با طرح این سؤال که آیا امید به آینده در حال از دست رفتن است؟ گفت: این پرسشی است که امروز در تهران و کلانشهرها با آن مواجه هستیم. پیمایش‌ها از سال ۵۳ به بعد بیانگر این است که در آن سال‌ها مهم‌ترین عامل خوشبختی، ارزش‌های متعالی مانند نیکی‌ کردن به دیگران بوده است اما پیمایش‌های بعدی پول و ثروت را باعث خوشبختی می‌داند. این مسأله چیزی نیست که در بین مردم وجود داشته باشد، بلکه دولتمردان هم با چنین نگرشی مواجه هستند. همان‌طور که می‌بینیم الان مهم‌ترین دغدغه شهرداری پول است و اگر بپرسیم چطور می‌خواهید این پول را هزینه کنید، کسی چیزی نمی‌داند.
مسجد جامعی با اشاره به اینکه امروز خطرات و آسیب‌های زیادی تهران را علاوه بر آلودگی هوای آن تهدید می‌کند گفت: متأسفانه مسأله اجتماعی به مسأله حسابداری تبدیل شده است وهمه چیز را در حوزه اجتماعی با حساب و کتاب و اقتصادی نگاه می‌کنیم و الگویی برای مدیریت شهر و ساختار اجتماعی نداریم، این در حالی است که باید نگاه اجتماعی و فرهنگی در مدیریت شهری وجود داشته و مسأله اجتماعی به‌صورت جدی و مسأله حسابداری به‌صورت فرعی دیده شود.

عمق آسیب‌ها بیشتر در حوزه زنان و خانواده است

ملیحه شیانی رئیس مرکز مطالعات و تحقیقات زنان دانشگاه تهران نیز با اشاره به اینکه عمق آسیب‌ها بیشتر در حوزه زنان و خانواده است گفت: برخی از آسیب‌ها تولیدکننده آسیب‌های دیگر هستند و با خود مشکلات دیگری مانند فقر و بیکاری را به‌دنبال دارند؛ موضوعی که در چکیده بسیاری از مقالات ارائه شده به این همایش بر آن تأکید شده است.به‌گفته وی، آسیب‌ها به‌صورت زنجیره‌ای در جامعه رخ می‌دهند که به هر کدام باید توجه خاص شود و برنامه‌ریزی‌های ویژه‌ای با نگاه جامعه شناسی برای آنها طراحی شود و مورد تحلیل قرار گیرد.

۲۰ ویژ گی در رهیافت پیشنهادی برای پژوهش مسائل اجتماعی

مسعود چلبی جامعه شناس واستاد دانشگاه نیز در این همایش درباره یک رهیافت پیشنهادی برای پژوهش مسائل اجتماعی در سطح ملی گفت: ۲۰ ویژگی و نکته درباره این رهیافت وجود دارد که باید مورد توجه قرار گیرد.

وی افزود: ۶ ساختار مثل ساختار نهادی و قواعد، ساختارهای رابطه‌ای و شبکه‌های اجتماعی، ساختار توزیعی که انواع زیادی دارد و ساختار منابع مالی و تکنولوژی وجود دارد که در جوامع امروزی مطرح ولی کمتر به آنها توجه شده است.

وی به مسائل و چالش‌ها در حوزه‌های مختلف اشاره کرد و بیان داشت: در حوزه اقتصاد مسائلی مثل فقر، بیکاری، استفاده از کار کودکان و…، در حوزه سیاست مسائلی مثل فساد اداری به‌صورت مزمن، قانون شکنی و قانون گریزی و در حوزه اجتماعی هم افزایش بی‌رویه طلاق، اعتیاد، کودک آزاری و… به‌عنوان مهم‌ترین مسأله و چالش مطرح هستند که باید به آنها توجه ویژه شود.

هادی خانیکی: قانعی راد تمام نشده بلکه شروع شده است

هادی خانیکی مدیرگروه ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی در این همایش یاد و خاطره محمد امین قانعی راد را گرامی داشت و گفت: مرحوم قانعی راد نه به‌عنوان یک فرد بلکه به‌عنوان یک روش برای ما افق‌هایی را گشود.وی افزود: تأکید او بر احیای جامعه و پیدا کردن نسخه شفابخشی در خود جامعه برای مواجهه با آسیب‌های اجتماعی بود.او بیان داشت: وقتی بحث بر سر تقدیر از نهادهای مدنی بود مرحوم قانعی راد به تقدیر از نهادهای مدنی تأکید می‌کرد که در شناخت علمی آسیب‌های اجتماعی مؤثر هستند.وی گفت: با توجه به اعتبار قانعی راد، این روزها نوعی حیات مدنی و علمی خلق شد که کمتر چنین فضای علمی و رسانه‌ای به اعتبار کسی خلق می‌شود.به اعتقاد این استاد دانشگاه، امروز در فضایی قرار گرفتیم که به اعتبار قانعی راد حرف‌هایی شنیده می‌شود و رسانه‌ها به شخصیت و دغدغه ایشان می‌پردازند.وی با بیان اینکه قانعی راد تمام نشده بلکه شروع شده است گفت: در این فضا بهتر است دوستان، شاگردان و همکاران ایشان این مقوله را جدی بگیرند و از فرصتی که در جامعه‌شناسی پیش آمده به حوزه عمومی ورود کنند و آن را مغتنم بشمارند. چراکه کمتر فرصتی پیش می‌آید که دانش وارد حوزه عمومی شود و این یکی از دغدغه‌های اصلی مرحوم بود.

خانیکی با تأکید بر اینکه باید جامعه در برابر آسیب‌ها حساس، توانا و فعال شود افزود: امید را می‌شود خلق کرد به شرط آنکه وارد جامعه شد و آن را کشف و خلق کرد.وی خاطرنشان ساخت: از این پس با توجه به ضرورت‌های پیش رو ما با میراث قانعی راد مواجه هستیم نه با فقدان او و معتقدم که تداوم جامعه ایرانی، جامعه شناسی را براساس آنچه که قانعی راد عمل کرد دنبال کند.

باید حضور زنده قانعی راد را با گفت‌و‌گوی انتقادی حفظ کنیم

سارا مزینانی شریعتی جامعه شناس و استاد دانشگاه در ادامه این همایش با انتقاد از تصویر ارائه شده درباره قانعی راد گفت: او چهره‌ای ناهمنوا بود؛ هم با سه حوزه دانشگاه و دولت و جامعه روشنفکری و هم با چهار جریان جامعه شناسی.وی افزود: در این چند روز با چهره جدیدی از او آشنا شدم که نمی‌شناختم زیرا ردیف اول و دوم مراسم چهره‌های سیاسی بودند و با انبوهی از تسلیت‌ها مواجه شدیم و حتی جامعه‌شناسانی که پشت تریبون آمدند، حضور این چهره‌ها را پررنگ کردند؛ مگر ممکن است که همه موافق اندیشمند باشند؟

وی بیان داشت: ما باید حضور زنده ایشان را با گفت‌و‌گوی انتقادی حفظ کنیم. او توجیه‌گر نبود و هیچوقت نگاه انتقادی و طنز تلخش را رها نکرد و عضو هیأت علمی هیچ دانشگاهی نشد و با وجود اینکه شنیده می‌شد او گزینه وزارت علوم است، خوشبختانه هیچ مقام سیاسی را نپذیرفت و همواره تلاش کرد تا روح جامعه شناسی را به آن بازگرداند.


منبع: روزنامه ایران
+ آسیب‌های اجتماعی شادابی را از جامعه ایران گرفته است
۱۸ ساله‌هایی که کودک مانده‌اند
2 روز پیش ارسال شده

تربیت بچه مهم‌تر است یا خود بچه؟


سن کودکی در جامعه ما بالا رفته است! کودکان بزرگسالی که هنوز نمی‌توانند ساده‌ترین مشکلات خود را حل کنند. این کودکان وارد جامعه شده‌اند، ولی چیزی که به درد آن‌ها بخورد و از آن‌ها محافظت کند را یاد نگرفته‌اند…


بازدید :


زمان تقریبی مطالعه :


تاریخ :

 

نوجوانی

کودکان ۱۸ ساله‌ای که فقط از لحاظ جسمانی رشد کرده‌اند، اما راه‌های چگونه زیستن و روی پای خود ایستادن را آموزش ندیده‌اند. عده‌ای تقصیر را به گردن سبک زندگی امروزی می‌اندازند و خیال خود را راحت می‌کنند. آیا سبک زندگی امروزی این نوع تربیت را ترویج می‌دهد یا اینکه والدین دیگر حال و حوصله تربیت فرزندان خود را ندارند؟ بهتر است اینگونه بگوییم که سبک زندگی مدرن رایج در کشور، خانواده‌ها را به سمت زندگی غربی سوق داده است. به تصور خانواده‌های امروزی، در سبک زندگی غربی فرزندان به حال خود رها می‌شوند و مثل یک گیاه خودرو، خود به تنهایی بزرگ می‌شوند و راه و مسیر زندگی خود را پیدا می‌کنند. در حالی که همه می‌دانیم این‌گونه نیست و این برداشت اشتباه خانواده به اصطلاح امروزی جامعه ماست. خانواده‌های غربی به تربیت و استقلال فرزندان‌شان طبق فرهنگ و عرف جامعه خود بسیار پایبند هستند. آن‌ها فرزندان خود را برای زندگی آینده با استقلال فکری و مالی تربیت می‌کنند و فضای عمومی جامعه نیز چنین چیزی را می‌پذیرد، اما داستان جامعه ما بسیار متفاوت از داستان جوامع غربی است.

غفلت والدین از تربیت کامل

بسیاری از والدین امروزی به دلیل شرایط اقتصادی حاکم بر جامعه مجبور هستند هر دو بیرون از خانه دوش به دوش هم کار کنند، اما این اجبار آن‌ها را از تربیت اصولی و کامل فرزندان‌شان غافل کرده است. عده‌ای از والدین هم از این شرایط به نفع خود استفاده می‌کنند و با طرز فکر به اصطلاح امروزی، پوششی برای این غفلت خود ایجاد می‌کنند. این دسته از والدین فقط خود را گول می‌زنند چرا که دود این بی‌مسئولیتی آن‌ها در آینده به چشم خودشان می‌رود. در واقع فرزندی که دست پرورده آنهاست یک بار اضافه بر دوش جامعه و خانواده خواهد شد، زیرا او هیچ وقت یاد نگرفته است چگونه مراقب خودش باشد و چگونه زندگی کند تا باری بر دوش دیگران و جامعه نباشد.
از قدیم گفته‌اند تربیت بچه از خود بچه عزیزتر است. اگر هر یک از والدین به این گفته اعتقاد داشته باشند قطعاً در تربیت فرزند خود سهل‌انگاری نخواهند کرد، حواس‌شان به تک‌تک فرآیند تربیت فرزندشان خواهد بود، هیچ وقت از او غافل نخواهند شد و مسئولیتی که بر عهده آنهاست را به دیگران حواله نخواهند داد. این والدین خود پرستار و مربی کودک‌شان هستند و از همان نوزادی با فرزند خود چگونه زندگی کردن را تمرین می‌کنند.

کودکان خود را در میانه راه رها نکنیم

مراقبت از خود، بخش بسیار مهمی‌از فرآیند تربیت کودکان است که از همان زمانی که کودک راه رفتن را تمرین می‌کند یاد می‌گیرد و این یادگیری نباید متوقف شود. والدین باید مراقبت از خود را در تمام مراحل زندگی به فرزندان‌شان آموزش دهند. همان‌طور که در کودکی به او یاد می‌دهند هنگام بازی چگونه از خود مراقبت کند که آسیبی نبیند باید در سن بالاتر هم به او یاد بدهند که در بازی‌های کامپیوتری و آنلاین هم باید مراقب خودش باشد تا از جانب اشخاص بیگانه آسیبی نبیند. هرچند سبک زندگی امروزی و شتاب و سرعتی که در تکنولوژی وجود دارد بچه‌ها را از والدین جلو انداخته است.

بسیاری از والدین از وسایل دیجیتالی و تکنولوژی پیشرفته هیچ اطلاعاتی ندارند و بالطبع از خطرات و آسیب‌های آن هم بی‌اطلاع هستند. پرسش اینجاست والدینی که خود هیچ نمی‌دانند چگونه می‌توانند فرزندان خود را آموزش دهند؟ در همین جاست که کودکان در دنیای دیجیتال غرق می‌شوند و والدین با این خیال که فرزندشان در خانه است و هیچ خطری او را تهدید نمی‌کند او را به حال خود رها می‌کنند. همین رها کردن می‌تواند نقطه شروع پرورش کودکانی باشد که هیچ نوع مراقبت اصولی و درست از والدین خود آموزش ندیده‌اند و در دنیای خود غرق شده‌اند. آن‌ها در دنیای خود غرق می‌شوند و هیچ‌وقت یاد نمی‌گیرند که چگونه در زندگی اجتماعی خارج از دنیای دیجیتال از خود مراقبت کنند.

آن‌ها مسئولیت‌پذیری را آموزش نمی‌بینند، چون هیچ وقتی برای انجام کار‌های خارج از بازی‌های دیجیتال نمی‌گذارند. به همین ترتیب سبک زندگی این کودکان با سبک زندگی والدین خود متفاوت می‌شود. آن‌ها زندگی کردن را از جای دیگری آموزش می‌بینند که هیچ ربطی به سبک زندگی والدین‌شان ندارد.

کودکانی که فضای مجازی را جایگزین دوست کرده‌اند

برخی از کودکانی که معتاد فضای مجازی هستند اصلاً هیچ دوستی ندارند و از اجتماع گریزان هستند، برخی نیز که دوستانی دارند بالطبع دوستانی را انتخاب می‌کنند که شبیه خودشان هستند. این در حالی است که هیچ کس نمی‌تواند نقش مهم دوست در زندگی را نادیده بگیرد و بگوید دوست هیچ تأثیری بر زندگی انسان ندارد. در اینکه یک دوست خوب می‌تواند انسان را به بالاترین درجه برساند و یک دوست بد می‌تواند به پایین‌ترین نقطه بیندازد هیچ شکی نیست، اما اینکه کودک امروزی چطور یک دوست خوب را از بین این همه انسان تشخیص بدهد کار سختی است که متأسفانه بچه‌های امروزی آن را بلد نیستند. شاید یکی از دلایل آن عدم اعتماد به نفسی باشد که تقریباً اکثر بچه‌های امروزی به آن مبتلا هستند.

وقتی اعتماد به نفس نباشد ارتباط برقرار کردن با دیگران هم سخت می‌شود. حتی اگر همه موانع برطرف شوند و همه مهارت‌ها هم آموخته شوند و در همدلی و احساسات هم که مشکلی نباشد و موقعیتش هم که فراهم شود، باز شروع یک رابطه دوستی از همه سخت‌تر است. به خصوص کودکانی که اعتماد به نفس کافی ندارند، می‌ترسند حرفی بزنند که اوضاع را بدتر کند یا باعث شود مورد تمسخر همسالان خود قرار بگیرند. کودکی که عادت به نه شنیدن ندارد، هر جواب منفی را ممکن است به حساب رد شدن کامل یا دوست داشته نشدن بگذارد و به همین دلیل هم ترجیح بدهد فاصله بگیرد. اما در این میان بچه‌هایی هستند که با تربیت غلطی که دارند خوب بلدند از همین بچه‌های ضعیفی که اعتماد به نفسی ندارند سوءاستفاده کنند و آن‌ها را به بیراهه بکشانند. در اینجاست که اگر کودک آیین دوست‌یابی را آموزش ندیده باشد نمی‌تواند از خود در برابر افراد دوست‌نما محافظت کند.

کودکان‌مان را از همان کودکی برای زندگی اجتماعی تربیت کنیم. آن‌ها را در دنیای بی‌رحم امروزی به حال خود رها نکنیم. به آن‌ها یاد بدهیم که چگونه از خود در هر لحظه زندگی مراقبت کنند. این آموزش‌های مهم را به دیگران نسپاریم. اگر فرزندمان را دوست داریم تربیت و آینده او را هم دوست بداریم. با فرزندان‌مان دوست باشیم و در دنیای دوستی به او چگونه زندگی کردن را آموزش دهیم.


منبع: روزنامه جوان
+ ۱۸ ساله‌هایی که کودک مانده‌اند
تمامی حقوق مطالب برای وبسایت شمیم عشق محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع و شرعا حرام می باشد.
تمامی حقوق مطالب برای وبسایت قدرت گرفته از : بک لینکس