عربستان در توهم تنهایی
نویسنده : ، موضوعات : عشقی ، 7 ماه پیش ارسال شده

افزایش تنش عربستان با کشورهای منطقه


نگاه ریاض به آنکارا به‌عنوان خطری پنهان است که ممکن است تهدیدی را که از سوی ایران حس می‌کنند را افزایش دهد. تنشی غیر علنی که از سالیان پیش آغاز شده است و به مواجهه‌ای علنی در سال ۲۰۱۸ رسیده است.

عربستان

“مضاوی الرشید” عضو هیئت علمی یکی از بزرگ‌ترین دانشگاه عربستان، ابعاد وضعیت عربستان را بررسی کرده و توضیح می دهد که عربستان سعودی در ۲۰۱۸ در منطقه چه وضعی خواهد داشت؟

وضعیت عربستان سعودی نشان می دهد که پرونده های خطرناک و حساسی وجود دارد که آرام و قرار را از عربستان سلب می کند. رویارویی با ترکیه یکی از مزایایی است که از سال گذشته آغاز شد و احتمال دارد تا چندین سال پس از آن ادامه یابد. ریاض به آنکارا به عنوان خطر ایدئولوژیکی پنهان نگاه می کند که خطر ایران را برایش بزرگتر می کند.

ورای این نوع نگاه سعودی چند دلیل نهفته است. پرونده های داخلی و اقتصادی و بحرانهای این منطقه و خسارت ها و شکست‌های پی در پی در جبهه سوریه تا یمن تنها بخشی از چیزهایی است که بر رفتار عربستان سعودی اثر می‌گذارد.

کمتر مطلبی درباره رقابت میان ترکیه و عربستان سعودی در سطح منطقه نوشته می شود. اما در مقابل بیشتر بر اختلافات میان عربستان و ایران متمرکز می شوند. در حقیقت عربستان سعودی سعی کرد تا با ترکیه دربحران سوریه همکاری کند و شکست خورد. روابطش با قطر نیز رو به وخامت گذاشت.

اردوغان تصمیم گرفت تا با قطر کنار بیاید که در ادامه دلایل آن را بیان می کنیم. تهدید ایران از دیدگاه عربستان سعودی در توسعه نظامی ایران و نفوذ ایران در کشورهای عربی است. عربستان سعودی تصور می کند که در لبنان و سوریه و عراق ویمن به خاطر ایران خسارت دیده است لکن خطر فکری و ایدئولوژیکی که دیدگاه عربستان را تحت تأثیر قرارمی دهد از سوی ایران نیست بلکه از سوی ترکیه است اما چرا؟

ترکیه یک مدل جریان فکری اخوانی معتدل است که دستاوردهای اقتصادی را به دست آورده است و طی پروسه سیاسی دموکراتیک، پلورالیسم حزبی را نیزتجربه می کند. این نمونه، انعکاسی در بعد اجتماعی و سیاسی در عربستان دارد. بسیاری ازعربستانی های طرفداراسلام متوجه نمونه و مدل ترکیه به خصوص پس از ۲۰۱۱ شدند.

اینها افرادی هستند که به قدرت رسیدن اخوان المسلمین در مصر به عنوان نمونه ای از اسلام دموکراتیک حمایت کردند. علیرغم گفتگوهای بسیار برای همکاری بین ترکیه و عربستان، عربستان را نیز ترسانده است. به سرعت روابط میان ترکیه با عربستان، با پیشقدمی عربستان رو به وخامت نهاد. این تنش به رویارویی علنی در سال ۲۰۱۸ یا در سال های بعد خواهد انجامید.

سال گذشته، پرونده کردستان عراق، گفتمان عربستان را به نمایش گذاشت. زیرا عربستان سعودی و امارات متحده عربی دو کشوری بودند که ازاستقلال کردستان بسیارحمایت کردند.

یکی از دلایل حمایت این دو کشور ایجاد مرکزی میان ترکیه و ایران بود. این هدف، این دو را با رژیم صهیونیستی بیشتر نزدیک و همپیمان کرده بود. اما پروژه برهم زدن ارتباط ترکیه و ایران شکست خورد. شاید این دو کشور در برخی قضایای محدود با هم اختلافاتی داشته باشند؛اما این دو منافع مشترکی در عدم تشکیل دولت کرد دارند که از قلب این منطقه نشأت می گیرد.

از لحاظ تاریخی عربستان سعودی از سوی دو نیرو حمایت می شده است: یکی نیروی جهانی که الان ایالات متحده آمریکا ست و دیگری نیروی منطقه ای که الان دیگر وجود ندارد و در گذشته در دست حسنی مبارک بود.

پس از سال ۲۰۱۱، عربستان برترین هم‌پیمانش را در منطقه از دست داد. عربستان در بعد اجتماعی دچار فقر گسترده است و به عنوان یک کشور دارای سیستم پادشاهی مطلق، ال سعود خود را بر ملت عربستان تحمیل کرده اندو به لحاظ تاریخی چنین دولت و کشوری نیازمند حمایت از سوی دو نیرو است: یکی نیروی جهانی که ایالات متحده آمریکا نقش آن را بازی می کند و با به ریاست رسیدن ترامپ تجدید بنا شد و نیرویی منطقه ای که بنیان این کشور را تضمین کنند. نیروی اول را پذیرفتیم اما چرا به نیرویی منطقه ای نیازمند است؟

درهرجنگی مانند جنگی که عربستان بر کشور مظلوم یمن تحمیل کرده، نیازمند این است که عربستان نیروهای زمینی کارآزموده داشته باشد. ایالات متحده آمریکا قادر به تأمین چنین نیرویی نیست مگر در مواردی ویژه مانند همان که در سال ۱۹۹۰ در زمان حمله صدام به کویت رخ داد. اما در بیشتر موارد نیازمند کشوری منطقه ای است که این کار را برایش انجام دهد.

مصر در زمان انور سادات و حسنی مبارک، هم پیمان منطقه ای عربستان بود و نقش خود را به خوبی انجام می داد. چنین اعتماد و تکیه‌ای را به خبرگان ارتش مصر و افسران امنیتی آن، و نیز اردن و مراکش در مراحل خاصی داشته است. بعد از ۲۰۱۱، عربستان سعودی هم پیمان اولش، حسنی مبارک راازدست داد.

روابط عربستان با سیستم زین العابدین بن علی نیزاز این چهارچوب خارج نبود. موسسه جاسوسی و اطلاعات نظامی نیز با حمایت امیر نایف بن عبدالعزیز، وزیر داخلی سابق سعودی در تونس بود و به عربستان خدمات امنیتی ارائه می کرد.

از آنچه بیان شد متوجه می شویم که عربستان در ابعاد گوناگون شکست را تجربه کرده و به این نتیجه رسیده که نمی تواند با ایران مگر از طریق حمله نظامی با نیروی منطقه ای دیگر مقابله کند. با چنین منطقی است که از رژیم صهیونیستی چنین نیرویی را طلب کرده و امکان همکاری امنیتی و نظامی را می خواهد.

انتقال مالکیت دو جزیره تیران و صنافیر به این رژیم نیز دارای اهمیتی نظامی در چهارچوب همین مشارکت است. از سوی دیگر رابطه با رژیم صهیونیستی بعد دیگری هم دارد. محمد بن سلمان دریافته است که ترامپ در صورتی با پادشاه شدن وی موافقت می کند که وی در مقابل به عادی سازی روابط عربستان با رژیم صهیونیستی بپردازد.

برای وی برافراشتن پرچم اسرائیل در ریاض یا هم‌پیمانی با اسرائیل مهم نیست بلکه رسانه های عربستان مهم هستند که بر افکار اثر گذارند و بگویند که رژیم صهیونیستی دشمن نیست!

اما یکی از پرونده های مهم در این رابطه، موضع عربستان در برابر قدس است و سوالی که باقی می ماند این است که آیا مردم عربستان چنین حرکت ها و رویکردهایی را می پسندند؟ و از دید من همین رویکردها ممکن است در هر لحظه ای از سال ۲۰۱۸ منفجر شود.


تمامی حقوق مطالب برای وبسایت شمیم عشق محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع و شرعا حرام می باشد.
تمامی حقوق مطالب برای وبسایت قدرت گرفته از : بک لینکس